خبرگزاری حوزه | کاروان اسرا؛ رسانه بزرگ نهضت حسینی عاشورا با خون آغاز شد با پیام زینب کبری (س) ماندگار: پس از شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش در سرزمین کربلا، رسالت رساندن پیام نهضت و افشای چهره واقعی دستگاه ظلم، بر عهده خاندان او قرار گرفت. زنانی که در کنار مردان به تاریخسازی پرداختند و با بهرهگیری از زبان خطابه، اشک، صبر، حکمت و بینش سیاسی، پیام کربلا را از دل خیمههای سوخته به سراسر تاریخ رساندند.
تاریخ عاشورا را ۷۳ نفر رقم زدند؛ ۷۲ شهید میدان و یک کاروان اسیر، که در حقیقت "کاروان پیامآوران" بودند. در نگاه سطحی، ممکن است تصور شود حماسه کربلا با شهادت به پایان رسید، اما در واقع نقطه آغاز بیدارسازی عمومی پس از عاشورا رقم خورد. نقشی که قافله اسرا ایفا کردند، از نظر تاثیر اجتماعی، تاریخی و فرهنگی، جایگاه ممتازی در امتداد راه امام دارد.
رهبری فکری، عاطفی و رسانهای این کاروان بر دوش امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) بود؛ زن و مردی که هر دو زخمدار از مصیبت، اما آگاه، سخنور، و مسلط به شرایط اجتماعی دوران خود بودند. بنیامیه در جشنهای پس از عاشورا گمان بردند که ریشه نهضت را بریدهاند، اما با ورود اسرا به کوفه و سپس شام، وضعیت دگرگون شد. خطبههای حضرت زینب(س)، امکلثوم(س) و حتی دختران خردسالی مانند سکینه(س) وجدان عمومی جامعه را بیدار کرد و مهر بطلانی بر روایت امویان زد.
در مجلس عبیداللهبنزیاد در کوفه و سپس یزید در شام، حضور پرصلابت حضرت زینب(س) و پاسخهای کوبندهاش، منجر به شکستهشدن هیمنه حاکمان و افشای مظلومیت آلالله شد. ایشان نه با مظلومنمایی صرف، بلکه با منطق وحی و تکیه بر مشروعیت خانوادگی و اعتقادی خود، دستگاه خلافت را به چالش کشیدند.
در واقع اگر زینب(س) نبود، کربلا در کربلا میماند. این جمله، نه یک شعار عاطفی، بلکه تحلیلی جامعهشناختی از نقش رسانهای حضرت زینب(س) در مدیریت افکار عمومی پس از عاشورا است. قدرت بیانی که او از امیرالمؤمنین(ع) به ارث برده بود، بهویژه در لحظاتی که نیاز به واکنش سریع و حسابشده داشت، نقشی بیبدیل ایفا کرد.
تاریخنویسان، خطبه حضرت زینب(س) در کوفه را همردیف خطبههای نهجالبلاغه میدانند. او اهل کوفه را بهخاطر بیوفایی، نفاق و تسلیم در برابر قدرت سرزنش کرد. در شام نیز با استواری کامل، در حضور یزید سخن گفت و پرده از حقیقت عاشورا برداشت. یزید، که خود را پیروز میدان میپنداشت، با واکنش منطقی، قرآنی و پرصلابت حضرت زینب، نه تنها پاسخ نداشت، بلکه مجبور به ابراز پشیمانی شد و چند روزی اجازه عزاداری برای امام حسین(ع) را در دربار خود صادر کرد؛ نشانهای از شکست رسانهای حاکمیت اموی.
این حضور آگاهانه زمینهساز قیامهایی شد که در ادامه تاریخ رخ داد؛ از قیام سلیمان بنصرد خزاعی و توابین تا جنبش مختار ثقفی. این خیزشها ریشه در موج آگاهی داشت که اسرا در جامعه ایجاد کردند؛ حرکتی که دیگر متوقفناپذیر بود. مردم کوفه که روزی به امام حسین(ع) پشت کرده بودند، با دیدن اسرا و شنیدن خطابهها، خود را خائن دیدند و ندامت، مقدمه قیام شد.
در این میان، نقش زنان تأثیرگذار، چون دلهم (همسر زهیر بنقین)، اموهب، رباب و فاطمه و سکینه دختران امام حسین(ع) نیز بسیار چشمگیر است. دلهم، با تشویق همسرش به پیوستن به امام، خود آغازگر یک انتخاب سرنوشتساز شد. اموهب تنها زن شهید کربلاست که نشان میدهد زنان در عاشورا تنها نظارهگر نبودند. رباب نیز در مجلس ابنزیاد با مرثیهسرایی برای امام حسین(ع) همه را متأثر ساخت.
نقش این بانوان نشان میدهد که عاشورا تنها متعلق به مردان شمشیر بهدست نبود، بلکه به همان میزان، میدان عقلانیت، ایثار و پیامرسانی زنان نیز بود. آنها از اسارت فرصتی برای آگاهیسازی ساختند و نگذاشتند جنایات بنیامیه در ابهام تاریخی دفن شود.
شخصیت علمی و معرفتی حضرت زینب(س) در خطبههای او متجلی است. او نه فقط گریه کرد و سوگواری نمود، بلکه پرسشگری دینی، مشروعیتزدایی از خلافت، و تبیین مفاهیم عدالتخواهی و ولایت را در کلامش جای داد. نگاه او یک "نقد قدرت" بود. او بنیامیه را نهفقط قاتل حسین(ع)، بلکه منحرف از مسیر نبوت معرفی کرد. همین نگاه است که عاشورا را از یک واقعه به یک "نهضت اصلاحی دائمی" تبدیل میکند.
حجت الاسلام رضایی تربقان در این تحلیل تلاش کرده از منظر تاریخی و اجتماعی، نقش زنان و بهویژه زینب کبری(س) را نه در حاشیه، بلکه در قلب تحولات عاشورایی ترسیم کند. زینب تنها خواهر شهید نبود، او ادامهدهنده راه برادر، الگوی مقاومت و تجسم عینی جمله «هیهات منا الذله» بود. از عصر عاشورا تا ورود به مدینه، تمام قامت ایستاد تا دین زنده بماند.
نقش اسارت، بر خلاف ظاهر آن، بازوی رسانهای و پیامرسان عاشورا شد. زنان و کودکان اهل بیت با شجاعت و آگاهی، خلافت اموی را به محکمه افکار عمومی کشاندند. نتیجه آن، سرنگونی تدریجی پایههای حکومت یزید و بیداری عمومی جامعه اسلامی بود.
در نهایت، عاشورا نقطهای از تاریخ نیست؛ جریانی بیدارگر، آگاهیآفرین و تمدنساز است. اگرچه با خون حسین(ع) آغاز شد، اما با زبان زینب(س) به تاریخ نفوذ کرد و با صبر امام سجاد(ع) تداوم یافت. این سه رکن: خون، پیام و صبر، الگویی جامع برای هر حرکت اخلاقی، الهی و مسئولانه در برابر انحرافات و ظلم تاریخی در جهان اسلام باقی خواهد ماند.
غلامرضا رضایی تربقان
منبع خبر؛ روزنامه گویه، شماره۲۸۸۳، صفحه۵











نظر شما